جوک
جوک
جوک های جدید دنیا




تاریخ: 17 اسفند 1388(52بازدید ),
ارسال توسط Ali

 

 يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش… راهبه سوار ميشه و راه ميفتن… چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه… راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار… کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه… چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده… راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!… کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه… بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسي»!

 

نتيجهء اخلاقي اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!

 

 بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد… همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد… زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه… همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود… تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!… بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره… زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت… پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود… پيتر گفت: خوبه… چيزي در مورد ۱۰۰۰ دلاري که به من بدهکار بود گفت؟!

 

نتيجهء اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد!

 

من خيلي خوشحال بودم… من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم… والدينم خيلي کمکم کردند… دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود… فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود… اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم… يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي… سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو …………….! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم… اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم… وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم… يهو با چهرهء نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي… ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم… ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم… به خانوادهء ما خوش اومدي!

 

نتيجهء اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد

 

 يه شب خانم خونه اصلا" به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه. شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!
يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه. خانم خونه بر ميداره به
۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه. ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! ۵ تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پيش اوناست!!

 

نتيجهء اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند!

 

 چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن. بعد از يه مدت يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون…
اولي: پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد.
دومي: جالبه. پسر من هم مايهء افتخار و سرفرازي منه. توي يه شركت هواپيمايي مشغول به كار شد و بعد دورهء خلباني گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه براي تولد صميمي ترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد.
سومي: خيلي خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده. اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي
۳۰۰۰ متري بهش هديه داد.
هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك مي گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟ سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم. راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟
چهارمي گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توي يه كلوپ مخصوص كار ميكنه. سه تاي ديگه گفتند: اوه! مايهء خجالته! چه افتضاحي! دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره. اتفاقا" همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي
۳۰۰۰ متري هديه گرفت!

 

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت به چيزي كه كاملا" در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن!

 

 توي اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتي همهء آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روي يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن. مردي كه نزديك موبايل نشسته بود دكمهء اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع مي كنه به صحبت. بقيهء آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن…
مرد: الو؟
صداي زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توي كلوپ هستي؟
مرد: آره.
زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم. اينجا يه كت چرمي خوشگل ديدم كه فقط
۱۰۰۰
دلاره. اشكالي نداره اگه بخرمش؟
مرد: نه. اگه اونقدر دوستش داري اشكالي نداره.
زن: من يه سري هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهاي جديد
۲۰۰۶ رو ديدم. يكيشون خيلي قشنگ بود. قيمتش ۲۶۰۰۰۰
دلار بود.
مرد: باشه. ولي با اين قيمت سعي كن ماشين رو با تمام امكانات جانبي بخري.
زن: عاليه. اوه… يه چيز ديگه… اون خونه اي رو كه قبلا" ميخواستيم بخريم دوباره توي بنگاه گذاشتن براي فروش. ميگن
۹۵۰۰۰۰
دلاره.
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولي سعي كن
۹۰۰۰۰۰
دلار بيشتر ندي.
زن: خيلي خوبه. بعدا" مي بينمت عزيزم. خداحافظ.
مرد: خداحافظ.
بعدش مرد يه نگاهي به آقايوني كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسي نميدونه كه اين موبايل مال كيه؟!

 

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذارين!

 

 يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشتهء كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اينكه شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم.
زن از خوشحالي پريد بالا و گفت: اوه! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد!
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: خب… اين خيلي رمانتيكه. ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد. بنابراين خيلي متاسفم عزيزم… آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه
۳۰ سال از من كوچيكتر باشه!
زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند. ولي آرزو آرزوئه. و بايد برآورده بشه. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد
۹۰ سالش شد!

 

نتيجهء اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند!

 

 يه مرد ۸۰ ساله ميره پيش دكترش براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده:
هيچوقت به اين خوبي نبودم. تازگيا با يه دختر
۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب… بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما" يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا" منظور منم همين بود!

 

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت در مورد چيزي كه مطمئن نيستي نتيجهء كار خودته ادعا نداشته نباش !  

 




تاریخ: 17 اسفند 1388(52بازدید ),
ارسال توسط Ali

یه بار مورچه ها به خونه یه اصفهانیه حمله می کنند .

بعد چند روز از گشنگی می میرند

 

 

یه روز ترکه میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن

ترکه سرما میخوره

 

 

شرکت نوکیا برای رفاه حال اس ام اس نویسان محترم ایرانی

یک گوشی جدید طراحی کرده که با فشردن تنها یک دکمه

می نویسه : یه روز یه ترکه

 

 

ترکه میره مکه برعکس همه طواف میکنه... بهش میگن

چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین

من از این ور میگیرمش

 

 

رشتی نصفه شب بلند میشه آب می خوره

میگه: سلام بر حسین

یه نفر از زیر تخت میگه : سلام عباس آقا

 

 

قزوینیه یه کیسه برنج تبرک میخره درشو باز میکنه

میگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس حمیدش کو

 

یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه

اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن

غضنفر پتروس فداکارو با دهقان فداکار قاطی می کنه

می ره انگشت می کنه کون راننده قطار

 

حوزه ی علمیه قم اعلام کرد به علت ترافیک طلاب در شهره قم طلاب از فردا

به صورت امامه ی سیاه و سفید ( زوج و فرد ) در شهر تردد کنند

 

روان شناسان اعلام کردن از هر سه نفر یکی به بیماری های روانی مبتلاست

به دو نفر از رفیق فابریکات فکر کن اگه اونا سالمن

اون یه نفر تو باید باشی

 

رشتیه با خانمش دعواش میشه دست بچه هاش رو می گیره قهر می کنه

خانمش میگه با من دعوا داری بچه های مردم رو کجا می بری

 

 




تاریخ: 17 اسفند 1388(34بازدید ),
ارسال توسط Ali


كنون رزم Virus و رستم شنو / دگرها شنیدستی این هم شنو 

كه اسفندیارش یكی Disk داد / بگفتا به رستم كه ای نیكزاد 

در این Disk باشد یكی File ناب / كه بگرفتم از Site افراسیاب 

چنین گفت رستم به اسفندیار / كه من گشنمه نون سنگگ بیار 

جوابش چنین داد خندان طرف / كه من نون سنگگ ندارم به كف 

برو حال می‌كن بدین Disk، هان! / كه هم نون و هم آب باشد در آن 

تهمتن روان شد سوی خانه‌اش / شتابان به دیدار رایانه‌اش 

چو آمد به نزد Mini Tower اش / بزد ضربه بر دكمه Power اش 

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت / مر آن Disk را در Drive اش گذاشت 

نكرد هیچ صبر و نداد هیچ نفت / یكی List از Root دیسكت گرفت 

در آن Disk دیدش یكی File بود / بزد Enter آنجا و اجرا نمود 

كز آن یك Demo شد پس از آن عیان / ابا فیلم و موزیك و شرح و بیان 

به ناگه چنان سیستمش كرد/ Hang  كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ 

چو رستم دگرباره Reset نمود / همی كرد Hang و همان شد كه بود 

تهمتن كلافه شد و داد زد / ز بخت بد خویش فریاد زد 

چو تهمینه فریاد رستم شنود / بیامد كه لیسانس رایانه بود 

بدو گفت رستم همه مشكلش / وز آن Disk و برنامه خوشگلش 

چو رستم بدو داد قیچی و ریش / یكی دیسك Bootable آورد پیش 

یكی Toolkit، Hard اندرش / چو كودك كه گردد پی مادرش 

به ناگه یكی رمز Virus یافت / پی حذف امضای ایشان شتافت 

چو Virus را نیك بشناختش / مر از Boot Sector برانداختش 

یكی ضربه زد بر سرش / كه هر Gig آن گشت هشتاد Bit 

به خاك اندر افكند Virus را / تهمتن به رایانه زد بوس را 

چنین گفت تهمینه با شوهرش / كه این بار بگذشت از پل خرش 

دگر باره اما خریت مكن / ز رایانه اصلا تو صحبت مكن 

قسم خورد رستم به پروردگار / نگیرد دگر Disk از افراسیاب

 

 

 

 




تاریخ: 16 اسفند 1388(41بازدید ),
ارسال توسط Ali


 

به ترکه میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده!!

‎ ‎

محرم و صفر است که اصفهانی ها را زنده نگه داشته است!( ستاد پخش نذری)

 

اصفهانیه  برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکی!

‎ ‎

دختر ترکه پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!

‎ ‎

‎ ‎از چارلی چاپلین می پرسند : خوشبختی چیه ؟ میگه خوشبختی فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدیه

‎ ‎

یوزارسیف اعلام کرد اگر مقدار آبی را که فرج الله سلحشور به این سریال بسته است بر سرزمین کنعان بسته بود، هم اکنون پدر و برادرانم در قحطی به سر نمی بردند!

 

مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد

زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد

مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد

زن پول را کشف کرد و « خرید کردن » اختراع شد

از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را کشف و اختراع کرد

ولی زن همچنان مشغول خرید بود!!!

 

 

بر اثر قطع برق در یکی از شهرهای کشور، ده ها تن از هموطنانمان، ساعت ها روی پله‌های برقی گیر کردند!!!

 




تاریخ: 15 اسفند 1388(46بازدید ),
ارسال توسط Ali
قیافه و تیپ شما
خوب قیافه و تیپ! میشه گفت اولین و موثرترین چیز برای دختر هاست. اگه خواستین دختر باز خوبی بشین باید تیپ و مدل لباستون به روز باشه. خوب دختر های امروزی خوش دارن دوس پسرشون به قول خودشون خفن باشه... برای اینکار باس یه سلمونی خوب گیر بیارین نه اینکه بدین آقا غضنفر سر کوچه با 500 تومن موهاتون رو اصلاح کنه طوری که انگار... سعی کنین تیپتون اسپورت باشه و از مارک ها معروف مثل نایک, آدیداس, پوما و... بخصوص بصورت تابلو استفاده کنین. خوب عطر و ادکلن هم که بیشتر افراد یا استفاده نمی کنند یا هم باهاش دوش ممی گیرن که هیچ کدوم خوب نیستش و هر دو باعث میشه که آدمی بی کلاس جلوه کنین!
و اما جیب شما! سعی کنین تا می تونین جیبتون خالی باشه و  در حد ممکن از گذاشتن 600 تا چیز میز...تو جیبتون جدا خودداری کنین, که بدون اینکه خودتون متوجه شین می رینه وسط تیپتون. تف انداختن! خوب درسته یه سری افراد این کار رو نشونه ی مردونگی و ... می دونن ولی شاید چندش آورترین کار پیش دختر  ها باشه و...
ضمنا جون من, جون هر کی دوسش داری یه مسواکی به این دندونا بزن! ثواب داره به مولا. به این نکته هم توجه کنین


 
نحوه ی بلند کردن و به چنگ آوردن این موجود
خوب با رعایت نکات گفته شده در بالا, شما یه پسری شدین با سرو صورت منظم و اصلاح شده ,خوشتیپ و یه نمه با شخصیت که با بوی ملایم ادکلنش  آدم مست می کنی! خوب خداییش اگه دختر بودم ازت شماره می گرفتم ولی زنگ نی زدم
D: !
خوب به این ترتیب باید جاهای خوب که دختر و پسر ها اونجا زیاد رفت و آمد دارن رو پیدا کنین! تو هر شهری باشین جاهای تابلو این شکلی وجود داره. موقعی که قدم می زنین فقط چشتون به چشم دختر ها باشه (البته نه بصورت تابلو)... خوب بعد چند وقت می بینین که دختری براتون لبخند می زنه که داد می زنه خوشش اومده! اینو داشته باشین که تنها سلاح دختر ها برای فهموندن اینکه از شما خوشش اومده نگاهشونه که یه چندین ثانیه  بهتون نگاه می کنن. اعتماد به نفس داشته باشین... کمی که دنبالش بصورت نا محسوس (البته نه با فاصله ی زیاد)  رفتین, مطمئنا نگاه های دیگه ای هم دریافت می کنین... خوب به این ترتیب حله و باقیش دست خود شماست که شماره رو یه جوری بهش برسونین

 

از امتحان دختر ها نترسید
دخترها عادت دارن بعد دوستی, همون اوایل با  زبون بی زبونی دم از جدایی و اینکه تموم کنین بزنن. در اینجور مواقع اگه التماس کنین و به گه خوردن بیفتین ولتون می کنه و .. ولی اگه  جدن بی خیال باشین و هیچ مشکلی با جدایی نداشته باشین و خودتو  رو بی تفاوت نشون بدین, مطمئن باشین برای همیشه باهاتون می مونه و به حرفاتونم گوش می کنه.

تا می تونین نمک بریزین
خوب سعی کنین آدم شوخ و با نمکی باشن. تا می تونین چیز های بی ربط رو به هم ربط بدین و به هم مربوط کنین... مثلا نشستین تو یه کافی شاپ و دختره هم این هو ماست خودشو گرفته! در همین موقع یه خانم با باسن بزرک اومد نشست صندلی پشت شما....
مثلا اگه بگین: وای این دختر چقدر شبیه جنیفر لوپزه مطمئن باشین خواهد خندید و در این جور مواقع به نمک ریختن خودتون اصلا نخندین تا لوس جلوه نکنه! اینطوری دیگه ...

 

 

 

 

هدف های بزرگ داشته باشین
خوب سعی کنین هدف های بزرگ داشته باشین و برای رسیدن به اون تلاش کنین, نه اینکه دختری از شما خوشش بیاد برا خودتون خ
وبه (خوب دیگه کلاس اخلاق و روزه بسه D:)!!! دختر ها دوست دارن دوست پسرشون آرزوهای بزرگی داشته باشن و ...


برداشت منفی از حرفاشون
خوب اینم یه مشکلی که پسرها نمی تونن با دخترها راحت صحبت کنن و از بس فعل های جع به کار بردن موهای سرشون هم رنگ دندون هاشون شده!!! زیاد هم سخت نیست... سعی کنین تا می تونین از حرف های دختر ها برداشت منفی و ... بکنین. مثلا با هم بیرون می کگردین و دختره هم هی لوس میشخ و میگه دیرم شده می خوام برم خونه. خوب اینجور مواقع باید شما بگین کجا بریم خونه, ما هم دیگه رو هنوز خوب نمیشناسیم , میشه بذازی برای بعد و ...مطمئن باشین می خنده ولی شما به حرفاتون ادامه بدین و اصلا نخندین!

موقعی که خودشون رو لوس می کنن
خوب اینم موقعی که دخترها خودشون رو عین یه گربه و به شکل کاملا تابلو لوس می کنن! مثلا با هم رفتین بیرون و دختره الکی لوس میشه که وای وقت نکردم موهام رو درست کنم, احساسا می کنم خیلی ضایع شده و از این حرف ها و می خواد شما بگین که نه خیلی همم خوشگلی و لوس شدنش رو به توان 100 برسونه!!! ولی شما به جای این حرفا باید بگین: آره! وای همه دارن نگامون می کنن... من نمی خواستم بگم ولی جدا ضایع هستش...  و از این حرف (البته طوری نگین که بهش بر بخوره ها)
مطمئن باشین می خنده و شاید یه نیشکون کوچولو هم بگیره


یه پوئن خوب برای آقایون عینکی
خوب یه عینک طبی مناسب می تونه قیافه ی شما رو 180 درجه عوض کنه...اگه عینکی هستین سعی کنین یه عینک که به قیافتون می خوره رو بخرین! البته موقعی که به عینک فروشی رفتین حتما خودتون انتخاب کنین و اصلا به توصیه های عینک فروش توجه نکنین, حتی اگه عینک فروشه یه دختر خوشگل و خوش اندام باشه...چرا که عینکی رو که سال ها مهمون م؛ازش بوده طوری براتون قالب می کنه که 10 سال بعد هم متوجه نشین...




تاریخ: 15 اسفند 1388(37بازدید ),
ارسال توسط Ali

با خرید یکی از سیم کارتهای اعتباری ایرانسل و دریافت سیم کارت هدیه صاحب دو دوست پسر جدید دیگر شوید.طرح چند دوست پسری ایرانسل

 

 

رئیس باهوش + کارمند باهوش = سود

رئیس باهوش + کارمند خنگ = تولید

رئیس خنگ + کارمند باهوش = پیشرفت و ترقی

رئیس خنگ + کارمند خنگ = وقت اضافه در سر کار

 

 

دختر در 18 سالگی مثل توپ فوتباله: 22 نفر دنبالشن،‎ 

در 28 سالگی توپ هندبال: 10 نفر،‎ 

در 36سالگی توپ گلف: 1 نفر،‎ 

در 50 سالگی توپ جنگی: همه ازش فرار می‌کنند‎...‎

 

جشنواره فیلم ایرانسل   ‏       

من مهرداد دیگه شارژ ندارم‎!‎

در جستجوی آنتن‎!‎

اعتباری ها‎!‎

چند می گیری اس ام اس ندی؟‎!‎

شبها آنتن نمیده آیدا‎!!!‎

 

 

یکی می گوزه! برای اینکه جلو رفققاش ضایع می شه از خدا می‎ ‎خواد اونو ۳۰۰ سال مثل اصحاب کهف بخوابونه. خلاصه بعد از ۳۰۰ سال بلند می‏‎ ‎شه گرسنش می شه میره نانوایی ‏سکه ای رو به نانوا می ده نانوا می گه: این‎ ‎چیه؟ این که مال عهد جاسم گوزوه‎!!!‎

 

گدایی زنگ خونه یه پیرزنه رو می زنه‎! 

پیر زن میگه : باز اومدی گدایی؟‎

گدا هم جواب می ده : پس توقع داشتی بیایم خواستگاری‎!‎

 

اصفهانیه تو خواب می بینه به یه فقیره 1000 تومان داده. بلند می شه می گه: عجب کابوسی بود‎!‎

 

معلم: به شخصی که با وجود عدم علاقه حاضرین، به حرف زدنش ادامه میده چی میگن؟‎

شاگرد: بهش میگن معلم

 

میگن توی اصفهان همه کاندیداها برای اینکه صرفه جویی کنن پوستر تبلیغاتی چاپ نکرده بودن هر روز از یه درختی آویزون می شدن‎!!!‎

 

ترکه میره حج نه نماز می خوند ، نه طواف می کرد و نه‎ . . .

ازش می پرسند : تو چرا هیچ کاری نمی کنی ؟‎

میگه : به ما گفتند همه چیز با کاروانه‎ !‎

 

اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه ها را هم ملاحظه بفرمایید‎!‎

 

بسیجی میخواست عروسک بخره به صاحب مغازه میگه ببخشید آقا قیمت این خواهرمون چنده؟

 

دختر: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟ مامان: یعنی یه خری مثل بابات‎!‎

 

غضنفر میره پنجاه تومن میندازه صندوق صدقات، میبینه یکی داره از اون ور‎ ‎خیابون بهش می خنده، فکر میکنه کم انداخته، یه دویست تومنی میندازه، می‎ ‎بینه بازم ‏اون یارو  داره می خنده، فکر می کنه ضایس، یه پونصد تومنی در‎ ‎میاره، می بینه باز می خنده، خلاصه یه هزاری در میاره میندازه تو صندوق،‎ ‎می بینه یارو دلشو ‏گرفته قاه قاه می خنده. میره اون ور خیابون به بهش‎ ‎میگه: آخه آمو برای چی می خندی؟ کار من کجاش خنده داره؟‎

طرف می گه: ه ه ه ...این خو گوشی نداره‎.

 

یه اصفهانی اهن میافته رو پاش میگه آی کفشم

 

شب عید فطر همه اصفهانیا بیرون خوابیده بودن ازشون می پرسن چرا بیرون خوابیدین میگن واسه اینکه پول فطرمون بیفته گردن شهرداری

 

ترکه جبهه بوده از هر طرف خمپاره می یومده .یکی داد می زنه می گه : سنگر بگیرید .غضنفر از اون ور می گه : واسه من بربری بگیرید‎

 

یارو به پسرش میگه: پسرم هیچ می دونی ناپلئون وقتی به سن تو بود، شاگرد اول کلاسش بود؟...‏

پسر به پدر جواب داد: پدر جان هیچ می دونی که ناپلئون وقتی به سن تو بود، امپراتور بود؟!!!!!!




تاریخ: 15 اسفند 1388(41بازدید ),
ارسال توسط Ali

البته این مطلبی رو که میخوام بگم احتمالا اکثر شماها میونید ( شایدم ندونید).
خیلیها با موبایل زیاد صحبت میکنن و نگران پرداخت قبض اون هستند حالا یه راح حلی بهتون میگم تا قبضتون کمتر بیاد حدود 25 یا 30% (البته شایدم نصف)
همینطور که از عکس مشخصه جای سیمکارت 6 عدد سوکت داره شما سوکتی رو که با فلش نشان داده شده رو چسب نواری بزنید ( دقت کنید فقط سوکت وسطی) مقدارشم با خط سبز براتون مشخص کردم بعد سیم کارت رو جا بزنید
این روش کاملا تست شده و بهتون قول میدم که بی تا ثیر نیست ( فقط هر کسی رو که دوست داشتید بهش نگید این روش رو اگه مخابرات متوجه بشه سریع جلوشو میگیره)

 

opm




تاریخ: 15 اسفند 1388(41بازدید ),
ارسال توسط Ali

یه‎ ‎روز غضنفر سوار یه اتوبوس ۲ طبقه میشه میره داخل اتوبوس طبقه اول جا نیست‏‎ ‎میره طبقه بالا و ‏میشینه اتوبوس میره و یه هو خودشو پرت میکنه پایین تو‎ ‎خیابان ازش میپرسند ؟ چرا خودتو پرت کردی‎ ‎میگه اتوبوس راننده نداشت‎  ‎

-----------------------------------------------------------------------------------

‏ ‏غضنفر‎ ‎از تهران بر میگرده پیش همشهریاش میگه: رفته بودم تهران منو خیلی تحویل‎ ‎گرفتند. همه دورم ‏جمع شده بودند و میخندیدند. تازه این که چیزی نیست اسم‎ ‎یه گل هم روم گذاشته بودند. همشریاش ‏میگن چه گلی؟ میگه اسگل‎!!!  ‎

-----------------------------------------------------------------------------------

به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم!‏

-----------------------------------------------------------------------------------‏

ترکه با نامزدش میره کافی شاپ ، گارسون میاد میگه : چی میل دارید براتون‎ ‎بیارم؟ دختره میگه : دوتا کافه ‏گلاسه لطفاً . ترکه با عجله میگه : دوتا هم‎ ‎واسه من بیارین ‏

-----------------------------------------------------------------------------------

یه اسبه زنگ میزنه سیرک میگه با مدیر سیرک کار دارم . گوشی رو میدن به مدیر سیرک اسبه بهش میگه آقا من کار میخوام. مدیره میگه کار نیست اسبه همینطور اصرار میکنه. مدیر هم انکار تا آخرش مدیره میگه کشتیمون حالا چه کار بلدی؟

اسبه میگه احمق دارم باهات حرف میزنم

-----------------------------------------------------------------------------------

مراسم دعای توسل برای پیروزی جومونگ ، امشب در مهدیه تهران‎ !!!‎

-----------------------------------------------------------------------------------

ترکه میره نون سنگک بگیره ، نانوا میگه اینجا چه کار میکنی !؟‎

میگه : تو ترکم‎ !!!‎

-----------------------------------------------------------------------------------

اصفهونیه موز میخره میده بچه هاش میخورن، یکماه در توالت رو قفل میکنه

-----------------------------------------------------------------------------------

یه شب خانم خونه اصلا" به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه! صبح بر‎ ‎میگرده خونه و به شوهرش ‏میگه که دیشب مجبور شده خونهء یکی از دوستهای‎ ‎صمیمیش (مونث) بمونه. شوهر بر میداره به 20 تا از ‏صمیمی ترین دوستهای زنش‎ ‎زنگ میزنه ولی هیچکدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیکنن‎!

یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه که‎ ‎دیشب مجبور شده خونهء یکی ‏از دوستهای صمیمیش (مذکر) بمونه. خانم خونه بر‎ ‎میداره به 20 تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ ‏میزنه. 10 تاشون تایید‏‎ ‎میکنن که آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! 10 تای دیگه حتی میگن که آقا‏‎ ‎هنوزم ‏خونهء اونا پیش اوناست‎!!‎

-----------------------------------------------------------------------------------

به لره میگن وقتی حضرت یونس رفت تو دهن نهنگ چی شد ؟ میگه : خوب یه سازمانی تشکیل شد به نام ‏یونس کو ؟

----------------------------------------------------------------------------------

حیف نون می گو...ه سرش می خوره به دیوار دستشویی، می گه لامسب تو دنده بود‎!‎

-----------------------------------------------------------------------------------

در مراسم ختم بلندگو می گه: مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین. ترکه‎ ‎داد میزنه: مرحوم غلط کرده! ما به ‏احترامش می پوشیم‎!‎

-----------------------------------------------------------------------------------

اصفهانیه آب معدنی می خره، به زنش می گه حاج خانم آب بریز توش، این خیلی غلیظه‎!‎

-----------------------------------------------------------------------------------

یارو یه مگسو که تو اتوبوس اذیتش می کرد می گیره و بالاشو می کنه. وقتی به‎ ‎ایستگاه میرسه به مگسه میگه ‏حالا باید بقیه راهو پیاده برو‎!!!!!‎

-----------------------------------------------------------------------------------

نانوا هم جوش شیرین می زند...........بیچاره فرهاد

-----------------------------------------------------------------------------------

به ترکه میگن خرت رو بیشتر دوست داری یا بابات رو ؟ میگه تو رو خدا من رو سر دو راهی نذارین

-----------------------------------------------------------------------------------

عربه میگوزه هوا شرجی میشه .‏

-----------------------------------------------------------------------------------

لره واسه دوست دخترش شعر میگه‎:

مهم نیست که قشنگ نیسی

قشنگ اینه که مهم نیستی

-----------------------------------------------------------------------------------

دو نفر تنبل بانک میزنند‎ !

اولی به دومی میگه: خب بیا بشمریم‎.

دومی میگه: حوصله داری فردا رادیو میگه

-----------------------------------------------------------------------------------

لره دکتر میشه بعد به مریضش دو تا قرص میده میگه
یکیشو یه ربع قبل از خواب بخور یکیشم یک ربع قبل از بیداری




تاریخ: 15 اسفند 1388(41بازدید ),
ارسال توسط Ali

زندگی چیه ؟ زندگی عشقه، عشق چیه ؟ عشق بوسیدنه، بوسیدن چیه ؟ بیا اینجا بهت بگم!!!

..........................................................

به تركه ميگن چرا خودترو به سپر ماشين ميمالي مگه مي خوام اوقات فراغتم سپري بشه

..........................................................

مصارف مهم اس ام اس در ايران : 1-پيغام هاي اورژانسي ( سر رات که داري مياي 2تا بربري بخر) 2- اطلاعات رساني( سر جلسه امتحان)" جيم درسته الاغ!" 3-پيغام هاي عاشقانه: "عزيزم ،قبل از خواب به ياد من مسواک بزن !" 4-جلوگيري از خشونت :"بدهکار محترم !اگه اين جا بودي خرخرتو مي جوييدم "! 5-فرستادن جوک :"يه روز يه يارو مي ره سربازي ،دور کلاش قرمزی

..........................................................

يروز هفت به هشت ميگه 2ميليون بهت ميدم جاتو با من عوض کن هشت ميگه: من براي مال دنيا لنگمو هوا نمي کنم

..........................................................

به يه ترکه ميگن تو چرا ريش نداري ميگه اخه من به مامانم رفتم

..........................................................

يهمعتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت ميكشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار ميكشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي ميبينن همون معتاد يه دونه سيگار ميكشه بهش ميگن حتمادوستت از زندان ازاد شده ميگه نه خودم ترك كردم

..........................................................

يه ترکه ميره خواستگاري باباي بهش ميگه اون گلی که زدي به يقت خارش اذيتت نميکنه ترکه ميگه خارش که نه ولي گلدونش که تو لباسمه بیچارم کردهعروس

..........................................................

حوا وقتی آدم شد5 تا شانس نسبت به بقیه زنهای الان داشت 1.مادر شوهر نداشت 2.خواهر شوهر نداشت 3.هوونداشت 4.جاری نداشت 5.شوهرش آدم بود زن

..........................................................

نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟ و كسي جوابي نداد... چون در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟ در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟ در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟ در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟ در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟؟؟؟

..........................................................

شباهت مردا با خط تالیا: خیلی ارزونن... زیاد اعتبار ندارن... دل خوش کنونن... کلاستو اساسی میارن پایین... مال بد بیخ ریش صاحبشه... ( با پوزش از خدمت آقایون !!!! )

..........................................................

تركه از تاكسي پياده ميشه درو محكم مي بنده مي گه Pedar Sag خودتي. راننده مي گه من كه چيزي نگفتم. تركه مي گه بعدا كه مي گي

..........................................................

خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن . حرف بزن ولي وراجي نكن. دوستت دارم........... ولي پورو نشو

..........................................................

روش کوزه اي : همان روش قرن هاي قديم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه مي رفت پسر به کوزه مي خوره کوزه بشکست و بعد چنين گفته اند که : اگر با من نبودش هيچ ميلي ... چرا ظرف مرا بشکست ليلي نتيجه گيري : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشي شدن آبه . ?ـ روش عرفاني : چهل شبانه روز جلوي خونه رو آب و جارو ميکني و ده تا شمع روشن مي کني شکلات بين مردم تقسيم مي کني تا مرد آرزوهات بياد. نتيجه گيري : در صورت کمبود شمع مي تونين فانوس هم روشن کنين .

..........................................................

ترکه داشته نوار خالي گوش ميكرده گريه ميكرده ميگن چرا گريه ميكني؟ميگه دلم واسه خوانندش ميسوزه لال بوده

..........................................................

به اندازه همه وجودم مي خوامت
.
.
.
.
جانباز 99%




تاریخ: 13 اسفند 1388(27بازدید ),
ارسال توسط Ali
آخرین مطالب

صفحه قبل 1 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

ورود اعضا:


نام:
وب:
پیام:

2+2=:
 

همه پیام ها      (Refresh)

کدوم طرفی هستی؟

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 15
بازدید هفته : 47
بازدید ماه : 779
بازدید کل : 7596
تعداد مطالب : 10
تعداد نظرات : 5
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


free counters